تا تو مجبور شوی محکم بغلم کنی که حداقل از سرما نلرزم. و من هم همه ی غم هایم را استفراغ کنم. روی پیراهن تو. و پیراهنت رنگ ریمل من را بگیرد. و تو غر بزنی که این پیراهنت جدید بود. و من بخندم. مثل همیشه که بی موقع میخندم. و تو محکم تر بغلم کنی.
دلم شکلات هم میخواهد. و لواشک. که تو برایم خریده باشی که شادم کنی. و من همه اش را خودم تنهایی بخورم و تو فقط نگاه کنی و دلت نیاید چیزی بگویی.
دلم دردودل های تو را هم میخواهد. و حرف های پیچیده ات را.
و حافظ.

