تبليغاتX
دنیای نفیس

كوتاه از آنچه بر زنان فلسطيني مي‌گذرد

زندگی در جنگ*

نفیسه احمدی:زنان فلسطيني با همه زنان دنيا تفاوت دارند.


نه‌تنها به علت اينكه امنيت ندارند، نه تنها به علت اينكه از حقوق ساده بشري برخوردار نيستند، نه‌تنها به اين علت كه زندگي خصوصي‌شان مختل شده است و نه تنها به خاطر اينكه هر روز تحت شکنجه و آزار جسمي و روحي قرار مي‌گيرند بلکه بيشتر به اين خاطر كه مقاومند و شجاع. زنان فلسطيني متحد هستند و مي‌جنگند تا زندگي كنند.
***
زنان در خانه
با خانواده‌هايشان در خانه نشسته‌اند كه ناگهان در خانه شكسته مي‌شود و سربازان به داخل هجوم مي‌آورند.
مريم رعبان و شوهرش كمال همراه با پنج فرزند خود مشغول كار در مزرعه توت فرنگي خود بودند كه سربازان رژيم صهيونيستي پنج فرزند آنها را با شليك گلوله به قتل رساندند. هيچ‌كس، هيچ‌گاه براي قتل اين پنج‌كودك جواب پس نخواهد داد و مريم حق شكايت ندارد. او مجبور است زندگي‌اش را ادامه دهد و قبول كند كه بچه‌هايش كشته شده‌اند.

زنان در دانشگاه
از لحاظ تحصيلات،زنان فلسطيني در منطقه‌هاي اشغالي هميشه در سطح بالايي قرار داشته‌اند و حضور آنان در دانشگاه‌هاي فلسطين همواره پررنگ بوده است. اما تعداد آنها در حال كاهش است زيرا ديوارهاي حائل ساخته‌شده و ايستگاه‌هاي بازرسي رژيم صهيونيستي
رفت و آمد دانشجويان را همراه با ديگر شهروندان فلسطيني سخت كرده است.
طي دو سال گذشته صدها ايستگاه بازرسي در نوار غزه و سواحل غربي كشور قرارداده شده‌اند كه آزادي رفت و آمد فلسطيني‌ها را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند.
زنان و دختران دانشجو كه هر روزه مجبورند از اين ايستگاه‌هاي بازرسي عبور كنند از طرف سربازهاي اسرائيلي مورد تحقير، اهانت و آزار قرار مي‌گيرند. از اين سو خانواده‌ها حاضر نمي‌شوند كه به دخترانشان اجازه خروج از خانه بدهند.
تعداد زيادي از دانشجويان زن كه مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌اند به دليل اينكه نتوانسته‌اند نارضايتي خود را بيان كرده و صداي شكايت‌شان را به گوش كسي برسانند مجبور به ترك تحصيل شده‌اند.

زنان در محل كار
زنان فلسطيني هميشه در محل كار فعال بوده‌اند و به علت اينكه بسياري از مردان خانواده‌ها شهيد،‌جانباز يا زنداني شده‌اند مسووليت درآمد برخي خانواده‌ها بر دوش زنان است.
از لحاظ مالي، زناني كه در محدوده اشغال‌شده فلسطين زندگي مي‌كنند از همه زنان ديگر مانند زنان يهودي كمتر حقوق دريافت مي‌كنند. زنان فلسطيني به دليل محدوديت‌هايشان هنوز موفق به تشكيل اتحاديه‌اي براي كمك به رفع مشكلات كاري‌شان نشده‌اند.

زنان در حبس
تعداد زنان فلسطيني حبس‌شده در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي تا پايان سال 1383 به 120 نفر مي‌رسيد كه در سه سال اخير اين تعداد بسيار ب يشتر نيز شده است.
زندانبانان خشن اسرائيلي هر روز وسايل شخصي آنها را مي‌گيرند و آنها را مورد ضرب و جرح قرار مي‌دهند.
زندانيان حق انتخاب نماينده براي انعكاس خواسته‌هايشان ندارند و به‌طور مكرر به حبس انفرادي فرستاده مي‌شوند.
اين زنان اجازه خارج شدن از سلول‌هايشان يا استفاده از رستوران زندان را ندارند.
تعدادي از زنان باردار فلسطيني پس از دستگیری در زندان وضع حمل كرده و هم‌اكنون با نوزادان خود در حبس به‌سر مي‌برند. «نور» پسر دو ساله «مانال قانم» تمام عمرش را در زندان سپري كرده است.
بسياري از زنان بعد از طي مراحل بازجويي به زندان «نيوترتزا» فرستاده مي‌شوند. به‌طور معمول زندانيان سياسي از زنداني‌هايي كه به جرم قتل، دزدي، اعتياد و غيره حبس شده‌اند جدا نگاه داشته مي‌شوند اما در زندان نيوترتزا زنان مبارز فلسطيني را به همان سلول‌هايي فرستاده‌اند كه زنان مجرم اسرائيلي زنداني هستند.
زنان در حبس حق ملاقات ندارند و نامه‌نگاري به بيرون از زندان‌ها ممنوع است. روزنامه‌ها با چندين روز تاخير به داخل زندان فرستاده مي‌شوند.
زنان حبس‌شده در زندان نيوترتزا گزارش داده‌اند كه پنجره‌هاي زندان شيشه ندارد و به همين علت چيزي مانع ورود حشرات به داخل سلول‌ها نمي‌شود. از سوي ديگر سلول‌ها در زمستان بسيار سرد هستند و زندانيان لباس گرم ندارند و به علت نداشتن حق ملاقات نمي‌توانند از خانواده‌هايشان درخواست كنند كه برايشان لباس بياورند.
بسياري از اين زنان براي اين حبس شده‌اند كه شوهرانشان تحت فشار قرار گيرند. براي مثال عصمه ابوهايجه 40 سال دارد و مبتلا به سرطان مغز است. او را فقط براي اين حبس كرده‌اند كه شوهرش را آزار روحي دهند. شوهر عصمه نيز در يكي ديگر از زندان‌هاي رژيم صهيونيستي حبس شده‌است.

زنان مبارز
آغاز مبارزه زنان فلسطيني به صورت نظامي و غيرنظامي به آغاز درگيري‌‌ها برمي‌گردد. آنها در هيچ مرحله‌اي از زمان، صحنه‌هاي مبارزه را ترك نكرده‌اند و چه با در دست گرفتن سلاح و رژه رفتن در خيابان‌ها و چه با تدارك و برنامه‌ريزي براي حمله‌هاي محلي اين زنان براي دفاع از كشورشان جنگيده‌اند.
زنان فلسطيني از لحاظ سياسي بسيار فعال هستند. فعال بودن آنها به دوران قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي برمي‌گردد.
در زمان برنامه انتفاضه اول زنان فلسطيني هوشياري سياسي خود را بار ديگر به دست آورده و متحد شدند تا در مبارزه  های آزادی طلبانه به فعاليت بپردازند.آنها توانسته‌اند با توزيع نشريه‌هاي سياسي و شعارنويسي روي ديوارها و همچنين متمركز كردن شورش‌ها و حملات در خانه‌ها در مبارزه‌هاي آزادي‌طلبانه مردم كشورشان سهيم
باشند.
زنان فلسطيني در سال 1964 اتحاديه اصلي زنان فلسطين را شكل دادند كه فرصت شركت هر چه بيشتر زنان را در فعاليت‌هاي مختلف به وجود آورد و توسط اين اتحاديه عده‌اي از زنان انجمن ملي فلسطين را در اورشليم داير كردند.
اتحاديه اولين كنفرانس خود را در اورشليم در سال 1965 برگزار كرد و سنگرها و استحكامات در بسياري از شهرها و دهكده‌ها ايجاد شد.
در سال 1966 پس از تصميم حكومت اردن براي بستن همه سازمان‌هاي آزاديخواه اين موسسه نيز تعطيل شد. اما زنان فلسطيني فعاليت‌هاي خود را به صورت مخفيانه ادامه داده و كمك‌هاي خود را به صورت مراكز خياطي، اجراي دوره‌هاي پرستاري و اجلاس‌هاي سياسي و فرهنگي عرضه كرد.
براي مثال زنان فلسطيني در طرح تحريم كالاهاي اسرائيلي در نوار غزه نقش بسزايي داشتند. از آنجايي كه صنعت فلسطين دچار ضعف بوده و كالاهاي فلسطيني قسمت بسيار كوچكي از بازار را به خود اختصاص داده بودند، اجراي اين طرح كار بسيار دشواري بود. به همين علت زنان فلسطيني دست به دست هم دادند تا كالاهاي صنايع خانگي خود را به بازار عرضه كنند.
اين صنايع شامل درست كردن انواع خوراكي‌ها مانند پنير و مربا بود و همچنين پرورش انواع محصولات كشاورزي را دربر مي‌گرفت. فعاليت‌هاي زنان فلسطيني آنقدر موفق بود كه آنها نه تنها در طرح تحريم كالاهاي اسرائيلي موفق شدند بلكه توانستند زيربناي اقتصاد فلسطين را شكل دهند.
در نوامبر 2006 زنان فلسطيني براي مقاومت در برابر حملات رژيم صهيونيستي به نوار غزه در چندين منطقه مختلف ديوار انساني تشكيل دادند. براي مثال وقتي خبر تخريب يك مسجد در بيت‌حانون به آنها رسيد زنان گرد مسجد جمع شده و به ديوارهاي آن تكيه زدند و براي دو بار هر كدام به مدت سه روز روي پشت بام مسجد نشستند تا جلو تخريب اين مسجد را بگيرند.زنان فلسطيني در بسياري از فعاليت‌ها و مبارزه‌ها به كمك مردان مي‌آيند و اين زنان هستند كه در بيشتر موارد باعث آزادي مردان از چنگ سربازان رژيم صهيونيستي مي‌شوند. در اكتبر 2006 وقتي كه نيروهاي مقاومت فلسطيني در يك ساختمان محاصره شده بودند، زنان با تظاهرات در كنار ساختمان و حمله به سربازان محاصره‌كننده توانستند با موفقيت، مردان را از محاصره بيرون بياورند. تعدادي از زنان در اين عمليات شهید و يا زخمي شدند.هر چند كه ممكن است دختران فلسطيني در زندان به دنيا بيايند و در مزرعه‌هاي توت فرنگي به دست متجاوزان اسرائیلی شهید شوند اما آنها ياد گرفته‌اند كه مقاوم باشند.
دختران فلسطيني مي‌دانند كه با روسری های کوچکشان دولت‌هاي غربي را مي‌ترسانند و ياد گرفته‌اند كه مانند مادرانشان باشند و به مبارزه خود ادامه دهند، چه نظامي باشد چه غيرنظامي. دختران فلسطيني تا زنده هستند مقاومت مي‌كنند.

*تیتر این مطلبم قرار بود این باشد: دختران مزرعه های توت فرنگی، اما عوامل بیگانه در لحظات آخر عوضش کردند!

 نگاهي كوتاه به فعاليت زنان در سازمان جهاني صليب سرخ

لطافتي كه به جنگ خشونت رفت

نفيسه احمدي: قبل از اينكه فعاليت زنان در عرصه‌هاي اجتماعي زياد بشود و آنها بتوانند شانه به شانه مردان در انواع شغل‌هاي بيمارستاني، اداري و صنعتي به فعاليت بپردازند، در پشت صحنه‌ها فعال بوده و از همانجا نقش ياري‌رساني خود به اجتماع را ايفا مي‌كردند.


يكي از موسساتي كه از نخستين روزهاي تاسيس، مشوق زنان براي بيرون آمدن از خانه و شركت در فعاليت‌هاي اجتماعي بوده است سازمان جهاني صليب سرخ و هلال احمر است. اين سازمان كه نزديك به دو قرن از آغاز فعاليتش مي‌گذرد خود نيز اعلام كرده كه موفقيتش را مديون كمك‌هاي داوطلبانه زناني است كه در انجام فعاليت‌هاي بشردوستانه اين سازمان را ياري كرده‌اند.

زنان در صليب سرخ
سازمان بين‌المللي صليب سرخ و هلال احمر بزرگ‌ترين سازمان بشردوستانه دنيا هستند كه با كمك حدود 97 ميليون داوطلب از سراسر دنيا و سيصدهزار كارمند، سالانه به بيش از 230 ميليون نيازمند در سطح جهان رسيدگي مي‌كنند. اين سازمان همراه با جمعيت‌هاي ملي صليب سرخ و هلال احمر در 186 كشور جهان فعال بوده و هدف اصلي آنها ارتقاي سطح زندگي مردم آسيب‌پذير توسط بسيج نيروهاي بشردوستانه‌اي است كه بدون هيچ تبعيضي از قبيل مليت، عقايد ديني و نژاد كمك‌هاي خود را به بشريت ارائه مي‌دهد.
از نخستين روزهاي فعاليت، صليب سرخ همواره شاهد ثبت‌نام زنان داوطلبي بوده است كه براي كمك‌رساني به آسيب‌ديدگان و نيازمندان جامعه اعلام آمادگي كرده‌اند.به گفته «بونيك مك الوين ـ هانتر» رئيس صليب سرخ آمريكا فعاليت‌هاي بشردوستانه صليب سرخ هميشه توسط زنان هدايت شده است و اين زنان بوده‌اند كه از كمك‌رساني به مردم لذت‌برده‌اند و دست در دست هم نهاده كه جامعه‌هايي استوارتر بسازند.زنان در صليب سرخ در زمينه‌هاي پرستاري، رسيدگي به آسيب‌ديدگان و بي‌خانمان‌هاي بلاياي طبيعي و همچنين جنگ‌زدگان، تبليغ براي گردآوري اعضاي جديد براي صليب سرخ و تشويق افراد جامعه براي اهداي خون فعاليت مي‌كنند.از جمله زمان‌هايي كه زنان اين سازمان نقش عمده‌اي را بر عهده داشتند. مي‌توان به دو جنگ جهاني و جنگ ويتنام اشاره كرد. در اين جنگ‌ها حضور زنان در پشت جبهه‌ها و فعاليت‌هاي آنان در خدمت‌رساني به سربازها و پرستاري و مراقبت از مجروحان جنگي، بسيار حائز اهميت بوده و مي‌توان گفت كه بدون كمك‌هاي داوطلبانه اين زنان آمار تلفات بسيار بالاتر از حد كنوني مي‌بود.

زنان صليب سرخ در جنگ جهاني اول
در جنگ جهاني اول، پرستاران صليب سرخ از سراسر جهان شتافتند تا به سربازان و نيروهاي نظامي كشورهاي اروپايي خدمات بهداشتي، درماني ارائه دهند. صليب سرخ اين امكان را به وجود آورد كه زنان غيرحرفه‌اي نيز بتوانند در صحنه‌هاي امدادرساني به نيازمندان حاضر شوند.
تعداد زيادی از زنان براي كمك به سربازان در جنگ، به عنوان پرستار، به صليب سرخ پيوستند و تا زماني كه در صليب سرخ بودند كارهاي پشت صحنه‌هاي جنگ مانند بافتن جوراب براي سربازان، آماده كردن باند براي مجروحان و كار در بيمارستان‌هاي صحرايي صليب سرخ را برعهده داشتند.
بيشتر زنان، همسران و مادران سربازان اعزام‌شده به جبهه‌ها بودند و شامل همه طبقات اجتماعي مي‌شدند. آنها سعي مي‌كردند كه تا جاي ممكن زنان بيشتري را به كمك‌رساني به سربازها ترغيب كنند. زنان فعال در صليب سرخ همچنين در ترغيب مردان براي رفتن به جبهه نيز شريك بودند.يكي از راه‌هاي انجام اين كار پخش پوسترهايي بود كه تصوير مردي با لباس‌هاي عادي را نشان مي‌داد كه روي آن چند پر سفيد چسبيده بود و اين پرهاي سفيد نشانه بزدل بودن آن مرد بود.
زنان فعال در صليب سرخ همچنين به صورت داوطلبانه به همراه نيروهاي اعزامي صليب سرخ به كشورهاي مجاور سفر مي‌كردند. اين نوع كارهاي داوطلبانه، زنان را از خانه بيرون آورده و وارد اجتماع كرد. اين زنان در پر كردن جاي مرداني كه به جنگ رفته بودند، هيچ مشكلي نداشته و با وجود همه سختي‌ها، كارهاي اين مردان را به طور كامل انجام مي‌دادند.
آنها براي جذب نيروهاي داوطلب اين شعار را مي‌دادند: «اين وظيفه ملي هر مرد، زن و بچه است كه به صليب سرخ بپيوندد. چرا منتظريد كه از شما دعوت شود؟ خودتان داوطلب شويد.»يك سال قبل از اتمام جنگ جهاني اول، انجمن بين‌المللي صليب سرخ، جايزه نوبل سال 1917 براي فعاليت‌هاي برجسته در زمان جنگ را از آن خود كرد.اين تنها جايزه نوبلي بود كه بين سال‌هاي 1914 تا 1918 اهدا شد.

زنان صليب‌سرخ در جنگ جهاني دوم
فعاليت‌هاي انجمن بين‌المللي صليب سرخ و زنان فعال در آن در جنگ جهاني دوم مشابه جنگ جهاني اول بود. چه فعال در پشت جبهه‌ها و چه مشغول در خانه، زنان صليب سرخ قهرمانان خاموش جنگ جهاني دوم بودند. در يكي از گزارش‌هاي چاپ شده در روزنامه «ستيل آرگوس» داستان دختراني را بازگو كرد كه از حقوق خود، ملحفه خريده و به صليب سرخ اهدا كرده بودند، آمده بود: «صدها ـ يا شايد هزاراها دختر جوان تمام تلاششان را مي‌كنند تا ما را به پيروزي در جنگ نزديك‌تر كنند، اينها سربازان مخفي هستند.»
زنان هميشه اجازه جنگ در جبهه‌ها را نداشتند، اما قدرت و شجاعتي كه آنها را پشت جبهه‌ها فعال نگه داشته بود، قابل تقدير است. در جنگ جهاني دوم فقط 45 هزار زن از كانادا داوطلب پيوستن به ارتش شده بودند.
ارتش كشورهايي مانند انگليس و كانادا، دوره‌هاي آموزش نظامي براي دختران جوان برگزار مي‌كردند و آموزش دادن دختران و زنان به اين علت كه آنها مي‌توانستند در جبهه‌ها به كمك مردها بروند، را مهم مي‌دانستند.زنان صليب سرخ اما همچنان مشغول پرستاري از مجروحان جنگي بودند و براي سربازان غذا و لباس‌هايي را كه از بين مردم جمع كرده و يا خودشان آماده كرده‌ بودند، مي‌فرستادند. در سال 1944 سازمان جهاني صليب سرخ و هلال احمر سومين جايزه نوبل خود را دريافت كرد.

جنگ ويتنام
آمارهاي رسمي مربوط به جنگ ويتنام از مشاركت 1120 زن در فعاليت‌هاي صليب سرخ در اين جنگ خبر مي‌دهند. 627 نفر از اينها، زنان جواني بودند كه براي اجراي طرح «تجديد قوا»ي نيروهاي نظامي، از كشورهاي ديگر به ويتنام فرستاده شده بودند. ساير زنان فعال در بيمارستان‌هاي ارتشي و ديگر پايگاه‌هاي نظامي خدمت مي‌كردند.
طرح «تجديد قوا»ي نيروهاي نظامي در قسمت‌هاي جزيره‌اي كشور و توسط زنان جواني ارائه مي‌شد كه همگي داراي مدرك دانشگاهي بودند. در طول جنگ حدود 280 هزار و 500 مرد نظامي در اين برنامه‌ها شركت كردند و زنان مجري اين طرح مجبور بودند كه فاصله بين جزيره‌ها را با جيپ، كاميون، هواپيما و هليكوپتر طي كنند. اين زنان در طول 7 سالي كه مشغول اجراي اين طرح بودند مسيري مطابق با 4/3 ميليون كيلومتر را طي كردند.
زنان عضو صليب سرخ كه به ويتنام اعزام نشده بودند در ديگر مناطق دنيا مشغول امدادرساني بودند؛ مناطقي مانند ژاپن، گوام و فيليپين.در جنگ ويتنام فعالان صليب سرخ همه سختي‌ها و محروميت‌هايي را كه نيروهاي نظامي مستقر در مناطق جنگي با آن روبه‌رو بودند همراه با آنان تجربه كردند. آنها خطرات جنگ را نيز تجربه كردند. تعداد زيادي از اعضاي صليب سرخ در ويتنام مجروح شدند و 5 نفر از اعضاي صليب سرخ آمريكا جان خود را از دست دادند. 2 تن از اينها زن بودند؛ هانا كروز در سال 1969، ويرجينيا كرچ در سال 1970 و لوسيندا ريتچر در سال 1971 در هنگام خدمت جان باختند.
يكي ديگر از زنان صليب سرخ كه در طرح «تجديد قوا» مشاركت مي‌كرد در سال 1975 درحالي كه مشغول اجراي عملياتي با نام «عمليات حمل بچه» بود كشته شد. در اين عمليات قرار بود تعداد زيادي از بچه‌هاي يتيم ويتنام را با استفاده از هواپيما به مناطقي ببرند كه در آن صلح حاكم بود.نام همه زنان عضو صليب سرخ آمريكا كه در حال خدمت، جان خود را از دست داده‌اند. روي يك پلاك حكاكي شده و در ساختمان مركزي صليب سرخ آمريكا نصب شده است. سازماني كه خود توسط يك زن تاسيس شده است.

زنان برجسته صليب سرخ
از مشهورترين زنان صليب سرخ مي‌توان به كلارا بارتون، بنيانگذار صليب سرخ آمريكا اشاره كرد. وي در سال 1821 در ماساچوست به دنيا آمد و آخرين فرزند يك خانواده 7 نفره بود.
سواد خواندن و نوشتن را از 2 خواهر و 2 برادر بزرگ‌ترش آموخت و در اين زمينه استعداد زيادي از خود نشان داد. او در سن 4 سالگي املاي كلمات بسيار دشوار را مي‌دانست.بارتون همچنين پرستاري را در خانه ياد گرفت و در سن 11 سالگي از برادر مريضش چنان مراقبت كرد كه از يك مريضي بسيار سخت جان سالم به‌در برد.
در زمان جنگ داخلي، بارتون براي حفظ روحيه سربازان به مشكلاتشان گوش مي‌داد، برايشان كتاب مي‌خواند و همراه با آنها به دعا مي‌نشست. وي كه دريافته بود سربازان حاضر در جنگ غذا و پوشاك مناسب ندارند، پس از رفت و آمدهاي مكرر توانست مجوز پخش كمك‌هاي مردمي در جبهه را از دولت گرفته و شخصاً به پخش اين كمك‌ها بپردازد.يك جراح مستقر در يكي از بيمارستان‌هاي صحرايي جبهه، بعد از اينكه بارتون با 4 استر حامل كالاهاي بهداشتي درماني به آنجا رسيده بود، نوشت: «آن شب فكر كردم كه اگر يكي از فرشته‌هاي آسمان به زمين فرستاده شده باشد، بارتون همان فرشته است». از اين‌رو كلارا بارتون به نام «فرشته ميدان جنگ» مشهور شد.
وي همچنين براي خانواده‌هايي كه يكي از اعضايشان در جنگ مفقود‌الاثر شده بود، نامه مي‌نوشت و سوال‌هايشان را جواب مي‌داد. تعداد نامه‌هاي ارسالي و دريافتي او آنقدر زياد شده بود كه خبرشان به گوش رئيس‌جمهور آن زمان رسيد.
«آبراهام لينكلن» يك ماه قبل از ترور شدنش، در راستاي كمك به فعاليت‌هاي بارتون نوشت: «خانواده‌هاي مفقودالاثر‌ها! خانم بارتون زحمت كشيده‌اند و عمليات جست‌وجو براي مفقودالاثرهاي جنگ و اسيران را آغاز كرده‌اند لطفاً نام و مشخصات گمشده خود را براي خانم بارتون بفرستيد.»
كلارا بارتون تا قبل از مرگش به اين فعاليت خود ادامه داد. امروزه نيز جست‌وجو براي گمشدگان جنگ يكي از مهم‌ترين عمليات‌هاي جهاني صليب سرخ به حساب مي‌آيد.بارتون براي اينكه رئيس‌جمهور وقت آمريكا را به امضاي معاهده ژنو راضي كند و بدين ترتيب بتواند كشورش را به عضويت سازمان بين‌المللي صليب‌سرخ و هلال‌احمر درآورد، 5 سال تلاش كرد. وي پس از متقاعدكردن رئيس‌جمهور «آرتور» به امضاي معاهده ژنو، كار خود در صليب سرخ آمريكا را با امدادرساني به خسارت‌ديدگان بلاياي طبيعي آغاز كرد.
وي ايده «امداد به مصيبت‌زدگان بلاياي طبيعي» را به كشورهاي ديگر جهان نيز منتقل كرد. شخصيت سختكوش و خلاق بارتون تا حد زيادي روي اطرافيانش تاثير مثبت مي‌گذاشت. امروزه زنان فعال در صليب‌سرخ به كلارا بارتون به‌عنوان يك الگو مي‌نگرند زيرا زندگي بارتون، زندگي زني بود كه همه چيز خود را وقف فعاليت‌هاي بشردوستانه و كمك به نيازمندان كرده بود.
دكتر «رولا دشتي» يكي ديگر از فعالان مشهور صليب‌سرخ، داراي مدرك دكترا در رشته اقتصادي جمعيت از دانشگاه «جان هاپكينز» و يك كارآفرين مستقل است كه سرپرستي انجمن اقتصاد كويت را برعهده دارد.
او اولين زني است كه از زمان تاسيس مجلس كويت در سال 1970 خواستار عضويت در آن شده است. وي از دوران ليسانس خود در چندين فعاليت داوطلبانه حضور داشته است. دشتي، يكي از اعضاي فعال صليب‌سرخ لبنان است و در امدادرساندن به خانواده‌هاي جنوب اين كشور نقش بسزايي داشته است.رولا دشتي در ماه مارس سال 2005 توانست با موفقيت براي كسب حق راي زنان كويت و كانديداشدن آنها در انتخابات مجلس كويت، لابي‌گري كند (از نفوذ خود استفاده كند).
هركدام از زنان فعال در صليب سرخ، داستاني منحصربه‌فرد و استثنايي براي گفتن دارند. هركدام با پيشينه‌اي متفاوت و براي انجام فعاليت‌ها و عملياتي جداگانه به صليب‌سرخ پيوسته‌اند اما همگي يك حرف دارند؛ «خدمت به بشريت».

این یخ های لعنتی چرا آب نمی شوند؟
Free counter and web stats