تبليغاتX
دنیای نفیس

دلدوقري (Deledoghry) كلمه اي است كه عليرقم اينكه پر معنا ست، كاربرد محدودي دارد. يك انسان دلدوقري، ساده لوح، بي شيله پيله و بي كلك است. يك انسان دلدوقري به علت ساده لوح بودنش، كار دست خود ميدهد.

اينچنين انساني فكر ميكند كه همه ي مردم دنيا همانند او بي ريا و صادق هستند و به همين علت خيلي زود به آنها اعتماد ميكند، و اين اعتماد بي جا است كه كار دست او ميدهد.

آدمهايي كه با اين انسان دلدوقري ارتباط بر قرار ميكنند، صداقت، بي كلك بودن و بي ريايي او را درك نكرده و به او لقبهايي مانند: " دهن لق، دهن گشاد و ..." ميدهند. آنها نمي دانند كه اين انسان دلدوقري از روي ساده لوحي و بي كلكي است كه همهي حرفهاي خود را به ديگران ميگويد و مشكلاتش را با آنها در ميان ميگذارد. چون او فكر نمي كند كه بايد چيزي را از ديگران پنهان كرد، چون چيزي براي پنهان كردن ندارد.

انسان دلدوقري به هيچ كس و هيچ چيز بدبين نيست. او به زندگي اميدوار است. او دنيا را محل گذر ميداند و با خود فكر ميكند: " تو اين دو روز دنيا، دلو بزن به دريا" و به همين علت هميشه به اتفاقات زندگي ازجنبه مثبت مي نگرد. و باز اطرافيانش به او برچسب " الكي خوش" بودن ميزنند.

انسان دلدوقري علت دپرس (Depress) بودن اطرافيانش را نميداند ولي براي آنها احساس تأسف ميكند. او سعي ميكند كه به انها بفهماند كه " دنيا و قيل و قالش، غصه رو بي خيالش"!، ولي انها درك نمي كنند و فكر ميكنند كه او متظاهر است و ميگويند " اتفاقآ اين طور آدمها مشكلات زيادي دارند ولي مشكلاتشان را در خود فرو مي ريزند".

بعضي انسانهاي فيلسوفتر و داناتر ( البته به خيال خودشان) و آنهايي كه ( باز به خيال خودشان) اين آدم لدوقري را بهتر ميشناسند، به او ميگويند كه "تو زندگي را ساده ميگيري" و " تو نسبت به زندگي بيتفاوت هستي". انسان دلدوقري براي آنها نيز احساس تأسف ميكند، چون او مي انديشد كه اين دنيا ارزش جدي گرفتن و الكي گرفتار مسايل دنيوي شدن را ندارد.

و در آخر، انسان ولدوقري به همه ي افرادي كه اين مطلب را خوانده اند تبريك عرض ميكند، چون همگي الآن يك كلمه ي جديد ياد گرفته اند. او همچنين از آنها ميخواهد كه اگر اطلاعات بيشتري در مورد اين كلمه دارند به نويسنده ي اين مطلب اطلاع دهند.

 

منبع :1) مادربزرگ نويسنده. 2) دايرةالمعارف تويسركاني متعلق به پدربزرگ نويسنده.

كليه حقوق براي نويسنده محفوظ است.

هرگونه كپي برداري پيگرد قانوني دارد.(هطي قلت حاي املايي ).

 

اينو بگم كه اين نامه در اصل عاشقانه نيست ... ولي اگر در يك فضاي عاشقانه خونده بشه مثل نامه عاشقانه اثر ميكنه...

تقديم به ...

سلام

معمولآ بعد از سلام بايد از حالت بپرسم اما چون جواب اين سوال مهم و تكراري در همه نامه ها را فعلآ نميتوانم بيابم... شروع به نوشتن بقيه نامه ميكنم.

چقدر خوشحالم كه براي كسي مينويسم كه از بين اين همه ادم روي زمين اسم او در تقدير من نوشته شده تا در قسمتي از راه زندگي همديگر را بيابيم. آنوقت بقيه راه را با هم برويم. ميداني؟ تازگي ها به قسمت خيلي معتقد شده ام. يعني بيشتر از قبل...همين اندازه كه از لحظه ي بعد بي اطلاع هستيم و وقايع اينده را نميتوانيم پيش بيني كنيم و قسمت و سرنوشت ما را چون مهره هاي شطرنج جا به جا ميكنند و گاهي تدبير و تصميم و پيش فرض هاي ما تغيير ميكند. خودش قسمت است. اين طور نيست؟ من و تو .بچگي. نوجواني و قسمتي از جواني خود را بي خبر از يكديگر طي كرده و ميكنيم. بدون اينكه اصلآ يكديگر را بشناسيم. ولي دست تقدير روزي ما را به هم نشان خواهد داد. در اين قضيه فقط يكي از اينده ما خبر دارد و من و تو را خوب ميشناسد. همان كسي كه دوست مشترك ماست و هميشه ي هميشه پناه و اميد ما خواهد بود.

من به عظمت عشق اعتقاد دارم و نيروي جادوئي محبت همواره مرا به تعجب واداشته. همواره آرزو ميكنم كه شروع يك زندگي مشترك علاوه بر در نظر گرفتن مسائل ظاهري و عقلاني.يك نيروي بزرگ و يك انرژي هميشگي يعني عشق و محبت راستين را با خود به همراه داشته باشد. با عشق و محبت حتي بعضي زشتيها و بدي ها زيبا و خوب ميشوند. صداقت را هم خيلي دوست دارم و هميشه سعي كرده ام آنرا در زندگي خود به كار ببرم.و از تو نيز جز اين را انتظار ندارم.

" همسفر و همراه من تا انتهاي زندگي" خوبي را جستجو كن و به سمت كمال پيش برو... من تمامي محبت و عشق و خوبي هايم را برايت نگاه داشته ام و نخواهم گذاشت غريبه ها عشق من را به بيراهه ببرند. من فقط براي تو پاك خواهم ماند. "قول ميدهم".

فعلآ خداحافظ

" كسي كه تو را نمي شناسد "

The stars in the sky

As I hold your hand

And we walk on the beach

I think about

All the things God has given me

And i can’t imagine how life would be

If you weren’t here with me

As we cuddle on the sofa

Watching TV

When i smile at you

And you smile back at me

i wonder if i really deserve this

And i ask god

To keep my life as it is

Because i don’t think life could ever be

Any better that it is

When i tickle you so much

That tears come up on your eyes

And when i take you out at night

And show you the stars in the sky

It gives me real delight

To know how you feel inside

And that you would never find

Someone who loves you more than I

Free counter and web stats